بانوی من
بانوی من نگاه تو رنگ خود صبحه طلاس
طعنه زده به خورشید و پاک و بزرگ و بیریاس
با چارقد ابرا می خوای صورتتو سیاه کنی
صبح به این قشنگی رو بما می خوای تباه کنی
پس می زنه باد سحر چارقد ابرو از سرت
دور می کنه تو آسمون ابرا رو از دور و برت
خیال نکن نگاه ما نامحرمه با صورتت
چیکار کنیم حرفای ما چه جوری میشه باورت
نگاه به دریا می کنی بارونی میشه آسمون
صحرا میشه پر از بهار رنگ تنش لاله نشون
بانوی من نگاه تو رنگ خود صبح طلاس
طعنه زده به خورشید و پاک و بزرگ و بیریاس
ستاره ها حسرتشون بوسه به زلف و روی تو
نگین الماس میارن تا بزنن به موی تو
یواش یواش وا می کنی صورتتو سحر میشه
خورشید با نور و روشنیش پیش تو بی اثر میشه
|