هاله جهان پیکر


آخرین شعر

با همه دلواپسی هام
چشم به در مونده نگاهم
بغض دلتنگی و حسرت
پیچیده تو سینه آهم
آروم آروم پاگذاشتی
تو شبای سرد و تیره
میگی فرصتی نمونده
واسه عاشقی چه دیره
ولی من هم نفس تو
شایدم هم قفس تو
ندونستم چه کوتاهه
عمر این یک هوس تو


 

بالای صفحه