هاله جهان پیکر


پری

یه دختری مثل پری اومده این نزدیکی ها
یادم میاره روزای آفتابی بچه گی ها
راه رفتنش حرف زدنش مثل یه شعر بی نظیر
خندیدنش رقصیدنش کرده دل منو اسیر
یه آرزو تو سینه امه برم باهاش حرف بزنم
شاید خدا خواست و پری وصله بشه واسه تنم
نگاه که می کنه منو دستپاچه می شم بخدا
انگارکه روحم از تنم می خواد بشه دیگه جدا
مثل گل یاس میمونه مرمر بی خط تنش
حریر صاف و روشنه پوست سفید بدنش
چشاش به رنگ آسمون گاهی مث رنگین کمون
یه جفت کبوتر انگاری که گم شدن میونشون
یه دختری مثل پری اومده این نزدیکی ها
یادم میاره روزای آفتابی بچه گی ها...



 

بالای صفحه