هاله جهان پیکر


بی خیال

حرفا ت همش دروغکی
کارات همه زیر زیرکی
یه حرف راست درنمی یاد
از لب تو یواشکی
سر بهوا و بی خیال
تو آرزوی های محال
یه بار شده دروغاتو
نگو٬ ولش کن بی خیال
چشات دیگه رسوا شدن
وقتی می گی دوست دارم
انگار می گی برو بمیر
وقتی می گی تو رو دارم
مشت تو واشد جون تو
دستت که رو شد جون تو
بیا با هم رو راست باشیم
نگیم فدات قربون تو
بیا یه رنگ و ساده شیم
ساده مث یه خط صاف
تو سادگی بچه بشیم
بزن بریم تا کوه قاف .




 

بالای صفحه