آوای آزاد »  شاعران » هاله جهان »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

همـبـازی

تو ای همـبازی خـوب قدیمی
رفیق و یار و غمخوار صمیمی
تو ای كوه همیشه سرد و خسته
كه حالا پشت اون ابرا نشسته
یه روزی سینه تو تـكیه گاهم
صدای تو شفای درد و آهم
یه روزی دست تو گلدون احساس
هنوز عطر نفسهات با من اینجاس
یه روز حرفات همه شعر و غزل بود
دلامون عاشـق هـم از ازل بود
حالا میگی به من حرفی نداری
تموم شد قصه های عاشقونه
حالا جای همه حرفای خوب و
گرفته بغض و اندوه و بهونه
نمیدونم كدوم دست سیاهی
كشیده خط روی آبی پرواز
كه كهنه شد برات این شعر تازه
پر از تكرار یك واژه از آغاز.
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009