هاله جهان پیکر


 یار

یاران همه
رفتن سوی
دیار و دلبراشون
اونجایی که
چشم انتظار
مونده به در
براشون
دل عاشق
هی میگرده
دنبال یک بهونه
تا بتونه
همه ی عمر
خودش پیش یارش بمونه
ماهم یه روز
عاشق بودیم
عاشق آهوی دشت
دلم پی
معشوق خود
هرروز و هر شب
می گشت
آهو که تو
دامم نشد
رمید و رفت ز پیشم
چشای تو
یادم آورد
رمیده آهوی دشت .

 

بالای صفحه