نکنه یه وقت
نکنه یه وقت صدا کنی ابرای آسمونو
چشای من هرچی بخوای برای تو می بارن
نکنه یه وقت دلت بخواد بری تو اوج ابرا
دستای من تو رو بخوای رو شونه هام میذارن
چشمای تو قدر اینو داره آدم براشون
خورشید و از تو آسمون بره پایین بیاره
ماه و دارم تو آسمون پیشونیت می بینم
وقتی که خوابی از حسودی اون همش بیداره
روشنی نگاه تو صبح سحر نداره
بگو که خورشید خانوم سر به افق نذاره
فقط دلم میترسه شبا یه وقت که خوابم
بیدار شم و ببینم نمونده هیچ نشونی
یادت میره اون حرفات و قول و قرار و پیمون
گفتی تو سرزمین قلب و دل من می مونی .
|