نفس
تا نفس تو سینه داشتم
اسمتو صدا میكردم
بعد تو هر شب تو این شهر
توی كوچه ها میگردم
دنبال جای قدمهات
روی سنگفرش تو كوچه
یادگاریمون رو دیوار ،
كی میگه یه حرف پوچه
همه جا صدای تو هست
لای گلبرگای گلدون
لابلای دفتر شعر ،
روی پیچكهای ایوون
یادمه قدیم قدیما
تو ترانه مو میخوندی
وقتی كه ستاره سر زد
تا طلوع صبح میخوندی
پیش من كه تنها بودم ،
واسه تو یه عكس تازه
ندونستم كه دل تو
عشق تازه ای میسازه
میرم از شهر و دیارم
كه كسی اینجا ندارم
نمیخوام بیاد عشقت
سر به بالیت بذارم.
|