هاله جهان پیکر


موندنی

میشه حرفی از جدایی نزد و کنار تو بود
مث دریا موندنی شد نه گریزون مث یک رود
میشه ساکت بود و آروم میشه بی صدا ترک خورد
میشه هرروز آروم آروم خشکید و پوسید و پژمرد
میشه اینجا با تو باشم نگیرم از تو بهونه
پشت پا به رسم دنیا بزنم من عاشقونه
روزا با چشم تو خورشید بزنه سر به اتاقم
جوهر عشق و بریزه تو تنم تو برگ و ساقه ام
پیش تو تو اوج ابرام شاعر شعر خزونم
همه دنیا رو می بخشم ولی پیش تو می مونم
حس من با تو قشنگه بی تو من چیزی ندارم
تو پرو بال پریدن تو زمستون تو بهارم
تو طراوت جوونی تو شکوه بی نیازی
میتونی از حرفای من شور آواز و بسازی .

 

بالای صفحه