لحظه آخر
اگه این لحظه آخر
لحظه تردید و لرزش
لحظه ای که خوبی و عشق
میشه بی معنی و ارزش
اگه سایه جدایی
میون قلبا نشسته
اگه شاخه محبت
از ته ساقه شکسته
اگه بوی نرگس و یاس
نمیده ستای سردم
اگه آواره و تنها
توی شهرمون می گردم
دنبال یه جای پایی
میون پائیز زردم
تا بده راهی نشونم
بده تسکین درد و رنجم
هرچی گشتم اثر تو رو ندیدم توی پائیز
فصل تو فصل بهاره نه خزونه نه غم انگیز .
|