گناه
به چه جرمی، چه گناهی
اومدم تو دلِ سنگت
باورم شد سادگیـتو ،
ندیدم قلبِ دو رنگت
تو رگم، عمق وجودم،
ریشه كردی خونه كردی
وقتی دیـدی سر سپـرده ام،
رفتن و بهونه كردی
آره ، تو از جنس سنگی ،
جنسِ من مخمل ابرا
دلِ تو قد یه ذره ،
مـن شـكوهِ عـمقِ دریا
فكر نكن نا مـهربونیت
میره از یاد و خیالم
تو میـخواستی با جداییت
بشكنه این پر و بالم
نمی ذارم دیگه بسه ،
هرچی دنبالت دویـدم
ازتو جز حرفای تلخت،
بی وفایی هات چی دیدم
بـرو ای دور از من و دل ،
میسـپرم تو رو به فردا
از من و تو جز همین شعر،
چی میخواد بمونه بر جا!
|