آوای آزاد »  شاعران » قاسم حسن نژاد »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

اندوهان برف

دل آسمان غمگین است
دل من را می ماند از بی خوابی دیشب
مردی که با چتر از خیابان عبور کرد
ابری غمگین است
که از آسمان می بارد
دل باران با چشمان خمارم در نجواست
مردی که حصار می چیند
باران را سرودی می داند
در اندوه سیگارش بر لب

کارگران ناچارند
وقتیکه با ا ندوه باران در کارند
؛
قلبم را سرودی می سازم در گذرگاه باران
آجرهای نگاهم ردیف به ردیف بالا می آیند
باران به برف تبدیل می شود
و من اندوه را در نگاه کارگران می بارم
؛
آسمان غمهای خویش را سرودی می سازد
برف می بارد
آه؛ برف می بارد
و همه جا با اندوهانم در کار است

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009