|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
ستاره ی صلح
پرده ی درخشان آبی آسمان
نقطه های نورانی ستاره
ماه تمام
درخشنده چونان گوی بزرگ لبخند
عو عوی سگی در دوردست
شبی مهتابی در قلب رهایی
ما پشت بام ترانه ی ماهواره ی امنیت می خواندیم
چهار نفر بودیم
فضای باز، تنفس سردی را در سلولهای درخت ریه می ریخت
قلب ها یمان چون آسمان نورانی بود
دستهای مهتابی درخشان
ما را ه ستاره ها را بروشنی می دیدیم
بادی چشم وزش نداشت
دلها با افق های باز ارتباط داشت
همه می دانستند،
که جنگ افروزان
نتوانستند
آسمان و ماه و ستاره را تیره کنند
ما با افق ها ی نجات بخش صلح زندگی می کردیم
درخت صلح شاخه و برگ در آسمان داشت
نور درخشانش در چشمها مانند گل ماه می درخشید
قلب تپنده
|