|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
صندلی تکرار
درخت سرد باد پاییزی
وزش ماه
نان گرم آ فتاب
ماه تمام
در آن طرف جاده های سر گذشت امروز
ما روزی دیگر را پشت سر می گذاریم
و منتظر حلول سرد خورشید از جیب پهناور آ سمانیم
ماه تمام
زیبا و دلارام و جذاب
سراسر راه شعله ی خارها و خاشاک
دره ی خشک و بی علف
از مسیر جاده ی خطرناک وزیدیم
به اداره که رسیدیم
خودکار آبی ام آسمان را در کلمات آبی می زایید
آسمان یکپارچه آبی بود
مانند انگور های لذیذ درشت سحری
و من روی صندلی تکرار
دور از هر نوع گلی و آفتابی
|