آوای آزاد »  شاعران » قاسم حسن نژاد »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

بادکنک

مانند باد سرد سوزناک غربی عبوس
با کلمات اتو کرده
عاشق کاغذبازی
بسیار سرد سلام می کند
وانسان با او احساس راحتی نمیکند
یک روز چنان سرد عشق را معنی کرد
که انگار پشت پنجره ی دلش یخبندان است
حیات خلوت دلگیر را می ماند
دشت خار زار
سرد و سنگین قدم بر می دارد
گوئی کلاغ های مانده در برف
نابغه ی دوران است!
بهمین جهت چند شغل برای او اختصاص داده اند
وآفتاب گوئی از کوچه ها ی او گذرنکرده است
در دل درخت زندگی نمی کند
باد را نمی فهمد
گویا از غرورش آسمان را نمی پذیرد
ودر قلب باغ زندگی نمی کند
آسمان تقوا را درک نمیکند
فقط در محدوده تنگ خود زندگی میکند
بادکنک را می ماند


  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009