آوای آزاد »  شاعران » قاسم حسن نژاد »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگی

خورشید؛پنجره؛ پرده هاوخیابان
سکوت چون هلوی رسیده کنارخیابان نشسته است
پرده جلوه گری میکند
و پنجره آسمان ابری کدر را در عمق چشمان می نشاند
دیگر ازترانه ی متعفن مگسها خبری نیست
بوی زمستان می آید
عطر ماهی؛ درخت مشامم را نوازش میکند
تلویزیون عطر بعد از ظهر را می پراکند
آفتاب همه چیز را در سیطره ی خود گرفته
حیاط خلوت
ودو پسر که با هم می خندند
زندگی؛ آپارتمان نشینی است
که گاهگاهی چون لاک پشت
سر از لاک خود در می آورد
و دوباره به آن بر می گردد
آینه دیوار را امتداد می دهد
همچون پنجره که روز را ممتدمی کند
بر می خیزم
ودر آفتاب شنا می کنم
روز چون گل مصنوعی کنار من نشسته است
ما نهار خاطره ی باران میخوریم
زندگی شعرست که درآفتاب خاموش ادامه دارد

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009