|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
چشم وقار
مرا درمنگنه ي زندان ماندن درسكوت سياه قرارداده اند
ولي قلبي كه در ترنم نگاه مي جوشد
عاشق است
تازه درك مي كنم
كه تاچه حد درسراچه ي اشتباه زندگي كرده ام
قلبي كه در تپش درياست
وآفتاب را درهمه ي روز در جستجوست
به من اطمينان وسعه ي صدر مي آموزد
بيا درآواز دلنشين پرندگان زندگي كنيم
ودل افسردگي را ازسلولهاي بدن دور نماييم
نفس عميق آزادي درچشمان همين انسانهاست
همين هايي كه كوركورانه حقيرشان مي پنداريم
آنها در داستا ن ستاره زندگي كرده اند
واشك لبخند مهتاب را درسينه دارند
خيابان مانند باد زرد لبخند مي زند
از فراسوي لبخندش چشم وقار مي درخشد
بيا تا دمي زندگي كنيم
فارغ ازكلكها ,رئيس بازيها
به همه چيز از نگاه سود ومنفعت ننگريم
دمي با خود يكسان با شيم
وبه آنچه قلب ما مي گويد عمل كنيم
|