آوای آزاد »  شاعران » قاسم حسن نژاد »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

غزل زندگي

بالاخره خواهم رفت
به سرزمين سنگ وخاك وباد
بالاخره درمسير رها يي بال خواهم گشود
ترانه علف قلبم را تسخيركرده است
آنجا جوا نه هاي صميميت جاري است
وعشق غزل زندگي مي خواند
كي از اين ديوارهاي تودرتو رهايي خواهم يافت
به پنجره هاي باز ,سلام خواهم كرد
پوست روشن شبهاي مهتابی
 دركنار همان خرگوشي كه غرق زندگي است
دود و ترافيك زندان عشقند
دل من در لحظه هاي ناب شعر مي تپد
بالاخره خواهم رفت
به غروبي طلايی
 به جاده اي لبخند بر لب
به آسماني پر ستاره



  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009