|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
پرواز شبانه ی دلها
راه؛ راه؛راه
کوه؛کوه؛کوه
دل ریز می کند دل هر دره
بر اوج می نشیند؛ امواج دلفریب نگاه در مسیر کوه
؛
آن تک درخت عریان
اندوه دیدگاه جدائی بر آورد
ما چند در کنار هم
هم دور ؛دور؛دور
آنسان که آن درخت
؛
لبریز می شود دل خونینم از شمیم
گویا بهار می رسد از پشت چشم دشت
آه؛آن پرنده؛آنهمه در و در گذار
دل میبرد بناگاه
تا خواب پشت قله
اتوبوس خانه در راه؛دل می دواند تیره
کوه محو می شود
راه محو می شود
دل غرق می شود
جز تیره؛تیره؛ تیره
مرغی نمی پرد
ما باز می شویم
آغاز میشوم
دریای تیره راه
؛
ماهی ستاره ها ؛ آوای آسمانی شب میزنند به چشم
دل کوه می شود
اندوه می شود
باراه می دود
از کوره راه شب
در خواب راه؛ خلوت بی انتهای چشم
؛
دلهای یک نگاه؛ لبریز نور شب
دل را به رای روشن هم؛پرواز می دهند
|