قاسم حسن نژاد


عبور پاییز

وقتی که صبح از کوچه باغ پاییز ؛ اندوه می گذشت
چیزی به جز ناله ی انبوه درد زرد ؛ جان را نمی گداخت
در بهت غمگنانه؛دل باغ می فسرد
با برگهای ریخته ؛ آهنگ می نواخت
آوخ؛ عبور آنهمه زخم بر دل نسیم
پاییز؛ پاره ؛ پاره از این شهر می گذشت






 

بالای صفحه