صدای اسطوره
از تپش اسطوره ها گلی بچینم و
در امن ترین باغ قلبم بکارم
؛
دشتی پر از شقایق
همواره انعکاس عبور گلی است؛
که در تار و پود جانم
ریشه می سازد
به تمام جهان خواهم گفت
مرکز زمان ؛ قلب رویشگر ستاره ای است
که ناباورانه خواهد رویید
و خاک را در تداوم رهائی جاودانگی خواهد بخشید
؛
به تمام جهان خواهم گفت
پژواک ستیز؛هیچگاه
آب و آفتاب را
از خاک نخواهد انداخت
؛
پس اینک؛ یگانگی قلوب عریان
صدای اسطوره ای
شقایقی را خواهد شنید
که در گسترش زدودن پلید ی هاست
|