آوای آزاد »  شاعران » قاسم حسن نژاد »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

رفع نیاز مندی

با کلاه کاموای قهوه ای سکوت
اجبار ایستاده را بر در رستوران؛
یک شاخه ی سرمازده ی زمستان است
مشتریان نازک نارنجی برگ بیدند
می ایند و از طعام لذیذ گران بهره می گیرند و می روند
به فنر کمر در برابر هر چوب خشک خم میشود
با دستی اندوه بار بر داغ سینه
در برابر سکه ها و اسکناس ها و آدمیان بی درد
بادی نمی وزد؛ برفی نمی بارد
بارانی در کار نیست
نیش نا مرئی سرما در گرمای شیرین جان چنگ می اندازد
ایا همانطور که از پشت پنجره ی التفات به ترانه های
زندگیش گوش فرا می داریم
از پشت پنجره های ناخوانا کسانی ما را ورانداز نمی کنند؟
نیازمندی داغ دردی بر پیشانی فقر است
نیازمندی تنها لباس قامت آن التفات میانسال نیست
ما در مقام رفع آن به چه پایه در رقصیم؟
فارغ از سقف دیدها و نظرها

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009