بار امانت
سکوت صخره ها؛ آبستن طنین ضربه هاست
؛
به فراسوی پیوندها نقب می زنم
و دختران شکیبای درد
مرا به پیوند فراسوی ماسکها ریشه می دوانند
؛دستی با قلب ستاره
دستانی با تموج نور
همواره صخره وار
بار امانتی به زمان هدیه می کنند
؛
ما در کجای این همه در راهیم؟
|