آوای آزاد »  شاعران » قاسم حسن نژاد »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

درگوشه ی خراب کبود

بوی سرد پذیرش؛ در انتهای رجعت
وقتیکه از خلاصی میمون عبور کرد
یادآور ورود به ایوان مرگ نیست؟
دیوارهای تیره ی نا آشنا
و نظم وحشی اشیا
در بی محبتی خام فضا
کشف ملا لت روح نیست؟
من با ستاره عهد قدیمی از پشت پنجره دارم
اینجا؛
در انتهای هجرت ماه و ستاره دل تنگم
وآسمان من
با شبنم رهائی
در پشت این حصار سیه خفته است
یارب؛ بیاد دشت بهار آگین
سبزینه های چشم دلم را
لبریز از ترنم باران ساز
تا از فراغ خورشید؛ بی جان و دل نمانم
در گوشه ی خراب کبودم
تخم تحمل امیدی است
تا در سراپرده ی فرداها
از پشت پنجره
خورشید را دوباره گوشه ی چشمی
بر روی فرش ساده بهار آرد

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009