قاسم حسن نژاد


خانه ی همت ما

به برگهای ریخته ی درختمان اندیشه ای نیست
به خورشید باروری اینده؛ دل بست ایم
و خفاشان ساده دلی؛بسی سالها مدفون دشت سبزدلند
؛
تاکه سروی باشیم؛خاضع همیشه ی دل
نور حیات بخش اندیشه ؛ همواره در رویش مان آب پاشید
وآب خضر دل ما؛
همیشه همدم دریا گشت
؛
سفینه ی باورمان
ریشه در سرو بلند نظری
به کهکشانی می راند
که انوار همت ایمان مان آنجا ست





 

بالای صفحه