|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
نگاه كنجكاو
درخت زیبای ماه می درخشید
دیگر غروب سرد مرده بود
و شبی سرد متولد شده بود
ما در سرما از كنار مغازه ها ی رنگارنگ گذشتیم
بسادگی درختان قذم زدیم
در شاخ و برگ خرید فقیرانه
كارمندی در همه ی زیروبم قناعت نفس می كشید
ستاره ها ی زیبا در قلب آسمان مرمرین چشمك می زدند
و ما را به مهمانی نور و زیبائی فرا می خواندند
ما فقیرانه شب را به خانه بردیم
تاكسی- چشم لبخند در دل نداشت
رود نگاهمان در فضای دلكشی شنا می كرد
و ما در نور شیری رنگ ماه نور خدا را جستجو می كردیم
دلمان چون ستاره ها لبریز آسمان بود
لبریز نور
ما تا آخرین ایستگاه تاكسی غرق صحبت كودكان بودیم
و خیابان ها نگاه كنجكاو ما را جستجو می كردند
|