|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
كلمات آبی
بر سكوت صندلی روز نشستن
و شعرهای رویائی زمان درد را خواندن
در این زمستان خوشایند
لامپ ها ی مهتابی در این زیر زمین
شعر تنهائی در سكوت را می خوانند
قلم بر دست می گیری
تا كلمات آبی بر كاغذ سفید نیمروز ترانه بخواند
كلماتی كه از اندیشه ی ارغوانی قلبم نشات می گیرند
امروز روز هفتم بهمن است
هیچ پرنده ای در این اطاق كه جهان من است
مرا به پرواز دعوت نمی كند
فرصت طلا ئی در عقیده آ مو ختن سبز می شود
آ نرا با طلا تعویض نمی كنم
برای هنر بهائی نمی توان قا ئل شد
|