|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
در چشمان آسمان
قیچی من كو؟
قیچی من كو؟
تا شب را ببرم و با روشنائی لامپ پیراهن بدوزم
قیچی من كو؟
تا خاطرات اندوهگین ترا ببرم
و دور بریزم
قیچی من كو؟
تا افسردگیم را ببرم و در پای خارها مدفون كنم
تا شادابی را بر قلبت پرو نمایم
و قسمتی از ماه را با ابر آسمان بدرون خانه مهمان نمایم
قیچی من كو؟
تا آلودگی افكارت را از روی صندلی فكرت ببرم
و در پای فاضلاب بكارم
قیچی من كو؟
تا آفتاب نگاهت را با پیراهن شب
در چشمان آسمان بدوزم
-
من به قیچی نگاه شبانه روز محتاجم
خیاط لحظات رو یائی
|