|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
خشم زمین
من می دانم ماه ترانه می خواند
باد آواز ماه را در خیابان می پراكند
و علف های راه زار زار می گریند
خیابان غم ماه را در گوش كوچه پخش می كند
و شن ها با آسمان عا شقانه آفتاب را می سرایند
من می دانم آفتاب ترانه می خواند
اندوه او از شرق طلوع میكند
و در غرب غروب
چه كسی می دا ند؟
شب ترانه می خواند
در اندوه انبوه ستاره ها می گریند
چه كسی می دا ند؟
روزكوه بسیار بزرگی است
خوابیده در قلب آفتاب
سراسر اندوه و درد
من می دانم
زمین ترانه می خواند
رود و دریا
سنگ ماه را كه لبریز از اندوه است
بر دوش می كشند
و سراسر راه سرشار از خشم مقدس است
چه كسی می داند؟
من با ابر كوچك خود
در خیابانی عاشق
آسمان را ترانه می خوانم
و سنگ ا ندوه خود را در حلقه ها ی خو رشید می آویزم
و شب راه با ماه می گریم
چه كسی می دا ند؟
داستان ماه سراسر راه را
در قلب آسمان
و آفتاب تاریخ سر گذشت ا ندوه را می داند
|