|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
صدا های درخشان
از آن طرف صدای خونین جنگ
خواب جیرجیرك ها را می آ شوبد
خیابان به لباس مشكی اش نظر ماندازد
و غباری تیره سد راه آسمان و خورشید می گردد
خون و آتش و غبار
فریاد دردناك خاك
ضجه های سنگ وگیاه وماه
پرپر شدن شكوفه های گلرنگ
راه هایی پر از خار خاشاك
و نگاه سیاه ترس و اضطراب
اما در این طرف انبوه صدا های درخشان صلح
كه رویای خواب ستاره ها را در بناگوش جیرجیرك ها می نوازد
ستاره های درخشان نگاه
آسمان وسیع در چشمان پر عطوفت دل
درخشش نگاه آرام صبح
در انتهای شبی آرامش بخش
پرواز آبی خیابان های جان
زیرسقف خورشید شیرین
كه به كاركردن شكوفه های سبز- امنیت می بخشد
و خستگی را سرانجامی لذت بخش
همه جا درخشش زیبای صلح
و كسی كبوتر غمگین را بر سقف نگاهش جستجو نمی كند
با آرامش خاطر می توانی-
دلت را در دستت بگیری
و شهر به شهر- كشور به كشور بگردانی
و آواز زیبای صلح را در جنگل نگاه مردم- جستجو كنی
در این سوی همه چیز دلپذیر است
در آ نسوی ناگوار
در این سوی نگاه عاشقانه ی زندگی
در آنسوی نگاه خرد كننده ی مرگ
و آنانی كه زندگی را دوست می داشته اند
تاكنون پیروز شده اند
ما زمین را دوست داریم
و در دل آسمان ها در جستجوی زندگی می گردیم
|