آوای آزاد »  شاعران » قاسم حسن نژاد »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاه مرگ

از تپه های ساكن شن و آ فتابی بلند عبور كردم
از دره های عمیق وكم عمق
ای نگاه فارغ از تپش ورو یش
بارقه نگاه پر فروغ ترا در جاده های پر ترافیك جستجو كردم
از ذل بلند آتش
از آسمانی صاف وپر معنی
همه ی آسمان را در روزی روشن و ملتهب كنكاش نمودم
ستاره ای جز خورشید اندرز گو من نبود
به كجا ره می سپاری ای همیشه در راه
كه نگاه آرام مرا با خود بدان سو می بری
چگونه ترا از مسیر سنگ و خاك رهنمون گردم
و جسم چشمانم را از مسیرعبورت منحرف گردانم
دل پر مهر ترا جستجو می كنم
بدانسان كه كلا غهای در راه را
بدانسان كه بر تپه ای شا دمانی را
ای اشك مندر ماهتاب نگاهت
قلبم را جستجو كن
وراز شبانه روز را در عمق وجو دم
من ایستادم
و درخت با همه ی شكو هش از من عبور كرد
مردمان از تمام تنم رد شدند
ایستا دم و فقر با همه ی چهر ه های كریه اش مرا در آ غوش گرفت
ترنم نگاه ترا معنی می كنم
و در جستجوی نگاهی آرامش بخش همه ی توانم را براه می اندازم
آخر چگونه با تو بی هیچگونه اندوه عمیق یكسان گردم
وقتی كه هنوز طفلی بر سر راه فقر در جستجوی شادمانی می گردد
جهان را با من به درخت مورچه پیوند بزن
او را كه تمام سخاوتم را معنی می كند
جلو خانه ی ما دشتی است پر ازتپه ها ی شن
پر از دكل های بی حركت برق
و سگانی ولگرد در آ سمان روزی بی غرور
چسان با تو یكسان گردم كه هنوز پنجره ها در من می تپند
ومرا با خود به جنگل های انبوه دیلمان می برند
آنروزكه در زیر پلی با تو آشنا شدم-هرگز از خاطر نخواهم برد
وقتی كه از جاده ای كو هستانی در جنگلی انبوه عبور می كردم
تو بودی و نگاه سرد تو
كنا ر جویباری می درخشید و آهسنه آهسته با آب ره می سپرد
سرودی غمناك بر لب داشت
آشیانه ی مرا جستجو می كرد
از گوشه ها ی قلبم اشكی عمیق جاری گشت
و زمین را به سر سبزی فرستاد
درفك كوه بلندی بود
بر سیطره ی نگاه لا جوردی
جاده با جنگل در همزیستی مسالمت آ میزی می درخشید
من هنوز در جستجوی تو هستم
ای ریشه كن كننده ی شبنم بهاری
هر لحظه ای كه می گذرد
و دیگر بر نمی گردد



  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009