آوای آزاد »  شاعران » قاسم حسن نژاد »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

باور درخت

همواره با درد می گذرد روزی كه دوستش دارم
رنجی كه بر لب نمی توان رویاند
اینجا همواره زندان پر كینه روح است
كه اندیشه لطیف جسم را نیز در خردكن برقی خویش در هم می كوبد
من همچنان لحظات باطل را مرور می كنم
در اندوه جانكاهی كه ناگاه می رویید و همه وجودم را به تیغ بازی له می كند
دیگر چگونه در روح آن گل های زیبا شبنم خنده بنشانم
در باور درخت برویم
ای عذاب روح كاه جان گیر
از پی چه كفران نعمتی با من عجین می شوی
كه در زمان و مكان آتش درد ترانه ام می گردی
و جهان را با همه زیبایی و لذت جهنم می سازی
در پی كدام كفران نعمتی‏‏، خدای را









  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009