|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
ساحت ملکوتی
مرا اکنون رایحه ی درخت بودن در این رنج تحمیلی بر می انگیزد
تا خود را به طلوع عقاب آفتاب امیدوار سازم
اگر چه رنج راه در آینه ی چشمان آینده سخن می گو ید
با همه ی شباهتی به گذشته
همچنانم رحمت تو جنگلی در قلبم می کارد
بی شک از تنفس اینهمه غوغای ملال انگیز هنوز ترا از یاد نبرده ام
تمام دلم در حسرت هوای روحبخش تو می تپد
ای ستاره ی جوان روح آسمان رویائی
در سادگی عمیق تنفس بکر آزادی
مرا به آن ساحت ملکوتی پرواز ده
ای فرزانه مهربان
به مامن آ بی دلارام که لبریز از شکوه بی همتای رضایت توست
همان مقصد روشنگرآرامش بخشی که همواره از تو به تمنا خواسته ام
همان ساحت مقدسی که گاه گاه هر چند کوتاه ؛
روحم را در آن فضای دلپذیر پرواز داده ای
قلب من اگر در مسیر رحمت تو بروید
و اندیشه ام درشمیم هدایت تو ثمر دهد
خودرا همواره در رنگین کمان زیبای سعادت شکفته می یابم
|