آوای آزاد »  شاعران » قاسم حسن نژاد »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

کودک شادمان

در چشمان عشق صدای پای انگلی ؛ روحم را قیچی می کند
من او را بخوبی در اندام نگاه اندیشه می بینم
مرا بدنبال برودتی افسرده می کشاند
و سبزینه ی قلبم را در اندوهی تیره می برد
صبح همان نگا ه لذیذ گذشته نیست
و خیابان با خستگی روحم هما هنگ است
یک میز و یک صندلی تمام اکتشاف روزانه ی یک زندگی مکرررا می گشاید
اگر پشت دستان قلبم علفی گل نمی داد
ودرختی نمی خندید
چگونه می توانستم در چهره ی متبسم کودک شادمان زندگی حرفی بر لب آورم
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009