آوای آزاد » شاعران » فرخ تمیمی »
آسمان شهر ما ، از صبح می بارید . خیابان ، زیر نور نقره صدها چراغ ، آن شب تن بیمار را با روغن باران ، جلا می داد . در آن خلوت ، صدای پای ما بود و صفیر باد . و تنها چتر سرخ او ، دم بدرود لب ما را به کار بوسه با هم دید .
بالای صفحه
در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.
AVAyeAZAD.com © 2003-2009