آوای آزاد »  شاعران » فرخ تمیمی »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 شعر یکشنبه

عصر غم انگیزیست .
 یک عصر پاییزیست .
من هستم و تقویم روی میز و نازی - گربه ی زردم -
پایان شعر دیشبم را زیر لب آهسته می خوانم :
« هر لحظه می میرم هزاران بار
مرگی که یکبارم رهاند ،
آه،
این هم امیدیست »

نیلوفرین دودی ز پیپم در فضای تنگ می میرد .
 در خاطرم طرح سوالی رنگ می گیرد :
- در پایان شعرم گر نه این بود .
 - آغاز شعرم گر سرودی از حکایتهای نغز و دلنشین بود ؟

گویی طنین خنده ام در گوشهای خوابنک گربه می ریزد .
 او ،
بیمنک از خواب می خیزد .

عصر غم انگیزیست .
یک عصر پاییزیست .
 منهستم و تقویم روی میز و نازی - گربه ی زردم -
بر می گشایم برگی از تقویم
 در زیر شعرم می نویسم :
یکشنبه شب
بیست و یک آذر

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009