فرخ تمیمی


پیش بینی

یکروز ، آخر ماهی افسانه ی دریا
 بر ساحل خاموش ، می یابم تو را تنها .
 بر خود فشارم پیکرت را تنگ تنگ تنگ

بر سینه ی زیتونیت آرام ،
 فلس نگاه تشنه ی مشتاق می ریزم .
 جامی ز سرب بوسه های داغ می ریزم .

خواهی که بگریزی .
 خواهی که در امواج بی آرام ، آویزی
 اما ز تاب بوسه ها ، بی تاب خواهی شد .
 در پنجه ی من آب خواهی شد .

 

 

بالای صفحه | زندگی نامه