فرخ تمیمی


شیر یا خط

شیر یا خط ؟
شیر .
شیر یا خط ؟
خط .
 سکه ، موج دود را بشکست و بالا رفت
 در مدار لحظه ها چرخید
 بیکران لحظه ها برجی شد و تک سکه ،
نا آرام
 شیب تند برج را لغزید و روی پیشخوان غلتید
 دنگ ..... د ..... دنگ ...... دنگ

 شیر اگر اید پیامی می رسد رنگین
 شیر اگر اید ، خدایا .....
باز نکرار نوازش های مهر آگین

 مست های « بار » را تاب درنگی نیست :
 در هم « هان شیر » ، « هان خط »
اوج می گیرد .

 خامش « جوک بکس » را ، آن سکه در هم ریخت .
 یک تویست تند .
 می شود رقصید
 خسته از برنامه ی میز و مداد و کار ،
 خسته از بیرنگی تکرار
 می شود باز آبجو نوشید .
شیر یا خط ؟
شیر؟
 سکه موج دود را بشکست و بالا رفت
 در مدار لحظه ها چرخید
...................
 موش یک وسواس در من می شود بیدار
 خش خش سرپنجه اش بر چ.ب ذهنم
تلخ یک تکرار :
« کاش برج لحظه ها در خویش بلعد سکه ات را .
مرد
 هر دو روی سکه ها ، خط است »
 کاشکی .....
ایکاش....


 

 

بالای صفحه | زندگی نامه