فرخ تمیمی


... خواب

بر کاغذ بلند خیابان
 هر مرد جمله ایست
 زن جمله یی است
« نیز »
بر کاغذ بلند خیابان .
در شهر ما، یک آبجو
یک قهوه
یک سلام
- چون واژه های ربط -
دنیای جمله های پیشین را
پیوند می زند .

 آوند های آجری جوی
از کوچه های تنگ گل آلود
 « آمیب های خواب رضایت را »
 در خانه های مردم بیمار می برد .

لیوان من ،
لیوان تو ،
لیوان او ،
سرشار - چون همیشه - ز آمیب های خواب ...
در کافه ، ما به یاد کسی باده می زنیم :
 دنگ .
 دنگ .
 نوش .
نوش .
نوش.

 در نیمه های شب
 بر کاغذ بلند خیابان
 یک جمله نقش بست .

 تیر بلند برق که بیدار مانده است
 با واژه ی پلید طناب ربط
مفهوم جمله را
 با روزهای خالی
پیوند می زند .

 

 

بالای صفحه | زندگی نامه