|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
توپ زمین
زندانی جوان
از مائده های جیره ی نانش
بانگ قناریان خمیرین را
پرواز می دهد
رؤیای گربه ها
دنیای زرد بال قناریهاست .
ای شاخه صبور گلابی
یکدم رها بکن
سنگین این قفس را
-با گربه های مست -
زنجیر زندگی
سیاره ی زمین را چون واژه ی خدا
آویخته به گردن « دالایی لاما *» ی پیر .
هان دستهای خسته ی بودا
زنجیر واژه را بگسل .
تا هول مرگ
و ترس سقوط
سیاره ی زمین را در کام خود کشد .
پیچیده در اتاق
آواز خاک .
آواز باد .
آواز آب
و بانگ قناریان دلشاد.
توپ زمین
در پیش چشم گربه ی من چرخ می خورد .
|