آوای آزاد »  شاعران » فریبا شش بلوکی »


 
 
 


 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاوان

کسی حرف مرا باور نکرده ا ست
عذابم را کسی پایان نداده ا ست

نگاهم در همان نزدیکی ات ماند
ولی یادت به من تاوان نداده ا ست

تمام شب دلم با گریه می گفت
کسی درد مرا درمان نداده ا ست

گل دلدادگی هایم که پژمرد
بر این صحرا کسی باران نداده ا ست

فقط آشفته حالی مانده و دل
به قلب من کسی سامان نداده است

نگاهم در همان نزدیکی ات ماند
ولی یادت به من تاوان نداده است
ولی یادت به من تاوان نداده است
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009