آوای آزاد »  شاعران » فریبا شش بلوکی »


 
 
 


 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 آزار


دوست دارم گاهی آزارت دهم
ای که آزردی مرا با رفتنت
*
ای که ترسیدی اگر عاشق شوی
عشق آرد یک بلایی بر سرت
*
رفتی و در قاب یادم همچنان
می درخشد چشم های روشنت
*
می زند آتش به شعر دفترم
یاد آن رفتار گنگ و مبهمت
*
رفتی و مانده ست بر ایوان دل
جای پاهای تو مثل شبنمی
*
رفتی ومن می نویسم باز هم

مانده برقلبم شرار ماتمی
*
این چه سود گر باز می خوانی مرا
باز می گویی پشیمانی مرا
*
من نخواهم داد هرگز پاسخت
ای که آزردی مرا بارفتنت
*
پای خود را روی قلبم می نهم
دوست دارم گاهی آزارت دهم

...
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009