آوای آزاد »  شاعران » فریبا شش بلوکی »


 
 
 


 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

منا جات

من خدا را دیده ام
بین تابش های نور
روی اکلیل دعا
عمق دریا های شور
*
آشنا و مهربان
مثل شبنم روی گل
مثل ذرات عبور
روی تنهایی پل
*
جاری و بی انتها
روی امواج غروب
زیر پرهای نسیم
آبی و تنها و خوب
*
در سکوت لحظه ها

می شود نزدیک من
مثل خونی در رگم
در شب تاریک من
*
دانه های سبز عشق
در تمام جان من
مانده جای خنده ای
در غم پنهان من
*
رو به رویم شاپرک
می پرد تا بیکران
پوستم گل می دهد
غنچه های بی زبان
*
روی این سکوی دل
پله پله تا بلور
می روم اما کمی
و حشت از مرز عبور
*

سر به ایوانش زدم
او صدایم را شنید
بین گنجشکان من
یک نفس تااو پرید
*
قلب من یک قاصدک
او چنان نوری عظیم
شرم مانده در تنم
از زمانهای قدیم
*
آرزوها را فقط
لا به لا و تو به تو
پرده پرده می زدم
تا هوای جستجو
*
روی این حوض حضور
من چو خاکستر شدم
یا گیاهی بوده ام
این زمان پرپرشدم

*
من فقط بازیچه ام
روی گرداب امید
انتظار و انتظار
فکر فردای سپید
*
من که همپای دعا
آمدم تا این حریر
جای خواهش مانده است
ای خدا دستم بگیر ....
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009