آوای آزاد »  شاعران » فریبا شش بلوکی »


 
 
 


 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

صدای نی

به روی نیمکت تنهایی من
نشسته عابری غمگین و خسته
شکسته در سکوتی مثل جامی
و چشمش را کسی ایا نبسته؟
*
چه زیبا می نوازی مرد چوپان
صدای هی هی این گله زیباست
صدای ناله های نی چه خوب است
شبیه آرزوهای فریباست!
*
صدایت را کسی ایا شنیده
کسی از دست باران دانه چیده
کسی از خوشه های زرد گندم
صدای گرم یاری را شنیده
*
نمی دانم دلم از چی گرفته؟
برای ریزش باران چه دیر است

کسی پروانه ها را برده با خود
به آن جایی که شب هایش اسیر است؟
*
به آوازی که حسرت را صدا زد
شبی آن مرد چوپان در دلم مرد
تو می دانی چرا تنها شدم من؟
صدای نی مرا با خود کجا برد؟!
... 

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009