سلام
سلام من به باران های پاییز
سلام من به دیوار و به دهلیز
*
به آفتابی که می تابد به تابی
به برگی که نشسته روی آبی
*
به آن نیلوفر زیبای پیچان
به بازی های دوران دبستان
*
به اشکی که میان پلک و چَشم است
به بغضی که نشسته روی خشم است
*
به برفی که می اید روی بامم
به آهی که نشسته روی خوابم
*
سلام من به سقف و قاب و پرده
سلام من به خانه های هر ده
*
سلام من به تابستان و گرما
به آن سوزی که می اید ز سرما
*
سلام من به هرچه شمع خاموش
به آن کینه که می گردد فراموش
*
سلام من به تاریکی هر شب
دعای نیمه شب ها روی هر لب
*
سلام من به یک لبخند زیبا
گره هایی که با دستی شود وا
*
سلام من به عطر نان تازه
به نوبر میوه هر فصل تازه
*
سلام من به خورشید و ستاره
سلام من به قلبی پاره پاره
*
به دستی که نوازش پیشه کرده
به هر کس که نجابت پیشه کرده
*
سلام من به دریا و به ساحل
به بی تابی عاشق های بی دل
*
به رنگ سبز جنگل های انبوه
فراز قلّه ها و دامن کوه
*
سلام من به یک مرغ گرفتار
به آن دستی که زخمی گشته از کار
*
سلام من به تو ای مهربان دوست
ببین عشقم چه زیبا و چه نیکوست
*
سلام من به هر چیزی که خوب است
به خورشیدی
به خورشیدی که هنگام غروب است |