منم
نمی داند کسی تنهایی من
کسی باور ندارد از غم من
*
منم من ردّ پای یک کبوتر
کبوتر بچه ای بی بال و بی پر
*
منم من محتوای یک شکستن
کنار ساحل دریا نشستن
*
منم یک امتداد رو به خالی
نشستم در سکوت خانه داری
*
منم من قل قل یک چشمه عشق
منم من هق هق یک گریه زشت
*
منم من حسّ تنهایی دیوار
منم احساس تب در جان بیمار
*
منم یک نامه اما بی نشانم
سخن ها مانده اما در دهانم
*
منم ابری که می بارد به هامون
حبابی از کف یک آب و صابون
*
منم نوری که می اید ز آتش
درختی که زمستان برده خوابش
*
منم یک خاطره در ذهن فردا
منم تنها صدای موج دریا
*
منم با استقامت مثل آهن
سقوط غنچه های گل ز دامن
*
منم یک شاخه خشکیده زرد
منم یک ناله پیچیده با درد
*
منم یک پرده آبی گلدار
منم دودی که می خیزد ز سیگار
*
منم یک سنگ اما از بلورم
شکسته ، تکه تکه ، در عبورم
*
منم جامی که لبریزم ز آبی
ندارم طاقت هر پیچ و تابی
*
منم صبری که پایانش تو هستی
خطوطی که نشسته روی دستی
*
منم برگی که در دست خزانم
نمی دانم که پیرم یا جوانم؟
*
منم تنها نگین آرزوها
شبیه مادرم ، اما فریبا
... |