فریبا شش بلوکی


ساز بی صدا

سرد و ساکت مانده ای
ای صدای ساز من
*
در میان دست توست
شهپر پرواز من
*
من صمیمی تر شدم
تا تویی همراز من
*
فرش زیر پای توست
شعر من آواز من
*
این من و این بار غم
فکر تو دمساز من
*
سایه ات همراه من
عشق تو اعجاز من

*
من شکستم این سکوت
تا تو باشی راز من
*
گر چه پایانم رسید
این تویی آغاز من
*
این من و این هجر تو
ناله و این ساز من
*
پس چرا ساکت شدی
ای صدای ساز من؟
...
 

بالای صفحه