فریبا شش بلوکی


ستاره

بر سر کوی من نِشین
نظاره کن به خانه ام
به دست معرفت بزن
کلون درب خانه ام
*
به نیمه شب گذر بکن
ز کوچه ام، ز راه من
ببین به پشت پنجره
خیره به شب نگاه من
*
به نیمه شب گذر بکن
ز پشت این پنجره ها
مرا ببین اسیر غم
بسته به این زنجره ها
*
صدای گریه مرا
که می رسد به آسمان
تو بشنو ای امید من
تو ای نگاه مهربان
*
ببین که اشک من شده
چو شبنمی به روی گل
بین من و خدای من
عشق تو بوده عین پل
*
به لب ترانه ام تویی
به سر بهانه ام تویی
دلم به شب نشسته است
چراغ خانه ام تویی
*
بیا ! بیا! جفا نکن
مرا به غم رها نکن
*
منم منم، ستاره ات
ستاره را صدا بکن
ستاره را تو از خودت

جدا نکن ، جدا نکن
...

بالای صفحه