آوای آزاد »  شاعران » فریبا شش بلوکی »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

جرقّه

حباب های ذهن من
یکی یکی شکسته شد
تلنگوری به من بزن
که عشق تو جرقّه شد
*
جرقّه های عشق تو
مرا به آب می دهد
درخت خانه ام دگر
به من شراب می دهد
*
بارقه های روشنت
به من امید می دهد
به دشت پاک سینه ام
گل سپید می دهد
*
ستاره های چشم تو
مرا به خواب می برد
به آسمان،به اینه
به پیچ و تاب می برد
*
ببین که باغ خانه ام
پر از اقاقیا شده
سبزه من سبز شده
معرکه ای به پا شده
*
زیک طرف پرنده ای
گرفته نامه ای به پا
درون حوض خانه ام
صدای گرم ماهی ها
*
از آن طرف که می رسد
نام? تو به دست من
صدای خنده می رسد
به آسمان مست من
*
خم شده دست سرخ گل
بر سر سبزه زار من
پای نسیم می رسد
تا سبد انار من
*
یاد شکوفه پر شده
روی درخت خاطره
از سر بید می پرد
زمزمه های شاعره
*
خزیده ام به گوشه ای
غرق تماشای دلم
چو شاپرک به روی گل
با پرش های دم به دم
*
حباب های ذهن من
یکی یکی شکسته شد
تلنگوری به من بزن
که عشق تو جرقّه شد
... 

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009