پنجره ای رو به خدا
پنجره ای رو به خدا
از همه جهان جدا
نشسته پای آن دلم
این دل زار بینوا
*
شکوفه کن به دست من
ای گل خوش نمای من
این همه راه آمدم
که بشنوی صدای من
*
صدای من ، صدای من
صدای بغض و گریه است
نگاه کن، نگاه تو
برای من
که بهترین ِهدیه است
*
تنم شراره می کشد
شراره های پشت هم
شراره های آرزو
شبیه هم ، شبیه هم
*
تو با منی ، تو در منی
به هر کجا که می روم
نمی شوم ز تو جدا
تا نفس های آخرم
*
بیا ببین ، بیا ببین
که بی تو من چگونه ام
چگونه ام
تب شده همنشین من
نشسته روی گونه ام
*
ستاره سهیلمی
که می دمی به هر شبم
هر شب من پر از تو و...
غرقه میان یک تبم
*
دست به زیر چانه ام
خیره شدم به رو به رو
بمان بمان کنار من
میان دشت آرزو
*
خسته شدم، خسته شدم
از این همه خیال تو
ببین که غوطه ور شدم
به عشق بی زوال تو
*
گذشته ها گذشته اند
تو فکر فردا را نکن
غروب رفتنم شده
دگر مرا صدا نکن
*
مرا ببر ، مرا ببر
از همه جهان جدا
پنجره ای به من بده
روبه خدا، رو به خدا
... |